شهادت قسمت ما می شد ای کاش

 به یاد شهید محمدشهرام گودرزی..........

 عضو گروه تفحص لشکر ۳۱ عاشورا

صبح روز اول فروردين سه سال پيش را به ياد داري ؟ وقتي كه هروله كنان بسوي قتلگاه فكه مي رفتي ... آنجا ديگر توان همراهي تو را در خود نديدم و همان جا بود كه فهميدم كه من جا ماندم و تو رفتي .... رفتي و به خدا پيوستي و من تنها ماندم ...مرا نيز با خود ببر ... هرچند دل اين شقايق به مانند دل تو شيدا نيست ، اما دل شيداي تو را ديده و طعم شيدايي را چشيده ....

آخرين دست نوشته هاي شهيد محمد گودرزي

بسم رب الحسين
کربلا هنوز در محاصره است گمانم دوباره حرمله تشنه خون علي اصغر و سپاه يزيد منتظر علي اکبر و جوانان بني هاشمند که دوباره سلاله هاي پاک رسول خدا را قطعه قطعه نمايند
مي خواهند دوباره سر راه حسين عليه السلام را بگيرند و از همه گروهاي دنيا کمک خواسته اند اما کربلا همچنان منتظر حسين است مي خواهند دوباره شورايي ديگر برپا کنند که شميم عطرش به مشام مي رسد اما زمان آن کي خواهد رسيد خدا مي داند خدايا مي ترسم زمان آن وقتي فرا برسد که ما در قيد حيات نباشيم وبه سلاله پاک رسول خدا لبيک نگوييم .
نداي (( هل من ناصرينصرني))بگوش مي رسد کاروان ابي عبداله در راه است و در راه دارد براي سپاهش نيرو مي گيرد.
و مقصد اين قافله کربلاست آري صداي قافله مي آيد اما دنيا گوش ما را کر کرده است آواي رحيل بگوش ميرسد حبيب من شما را به آن کس قسم مي دهم که همه ي هستي و کون و مکان را به خاطر او خلق کرده اي ما را به اين قافله برسان شنيده ام که حاجت بندگانت را مي دهي حتي اگر آن بنده گنه کار باشد يا ارحم الراحمين.....
آيا باز هم سر حسين عليه السلام به نيزه ها خواهد رفت؟و يا کار بجايي رسد که کودک شش ماهه اي از ولي خود دفاع کندويا حرمله اي که به کمين نشسته وتير را آماده کرده وباز هم چشم علمداري را هدف گيرد.
در کربلاي قبل که حسين نبود خيلي ها خود را اسير آقا قرار دادند وديگر نگذاشتند که حسين غريب بماند وبه نداي حسين لبيک گفتند
آيا ما نيز در کربلا که نسل به نسل تکرار خواهد شد شرکت خواهيم کرد به اميد آن روز ميدانم که خداوند به واسطه ي کرمش ما را در کربلا راه مي دهد ودر زمره ي ياران حسين عليه السلام قرار مي دهد پس معبودا ما را از سربازان پا در رکاب آن حضرت قرار ده و به ما ايمان و نيرويي عطا کن که بتوانيم به بهترين نحو احسن تا آخرين نفس از آن عزيز دفاع کرده وخون خود را به پاي آن حضرت بريزيم و در آخرين لحظه سر به زانوي آن حضرت جان سپاريم در راهش کشته شويم.

نسيمي جان فضا مي آيد                بوي کربلا مي آيد

 

منبع: (http://fakke88.blogfa.com)

تحویل پیکر شهید حججی به نیروهای محور مقاومت برای بازگشت به خاک ایران

پیکر پاک و مطهر شهید محسن حججی امروز به نیروهای محور مقاومت تحویل داده شد.

تحویل پیکر شهید حججی به نیروهای محور مقاومت برای بازگشت به خاک ایران + فیلمبه گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان؛ پیکر پاک و مطهر شهید محسن حججی امروز (پنج شنبه) مصادف با روز عرفه تحویل نیروهای محور مقاومت شد تا به سمت خاک ایران بازگردد.

 

 

پیام رهبر انقلاب به حجاج بیت الله الحرام: دفاع از فلسطین و نجات آن، وظیفه قطعی امت اسلامی است

به مناسبت فرارسیدن موسم حج ابراهیمی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی پیام مهمی خطاب به حجاج بیت‌الله الحرام صادر نمودند.


 پیام مهم رهبر انقلاب به حجاج بیت الله الحرام
 
به مناسبت فرارسیدن موسم حج ابراهیمی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی پیام مهمی خطاب به حجاج بیت‌الله الحرام صادر نمودند. 
 

متن این پیام که صبح امروز (پنجشنبه) از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی‌عسکر نماینده‌ی ولیّ فقیه و سرپرست زائران ایرانی در مراسم برائت از مشرکان در صحرای عرفات قرائت شد به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد خاتم النّبیّین و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین.
 
 خدای بزرگ را سپاس میگویم که امسال نیز سعادت حج‌گزاری را به خیل انبوه مؤمنان از سراسر جهان عطا فرمود تا از این سرچشمه‌ی گوارا و فیّاض برخوردار شوند و در روزها و شبهایی که ساعات مغتنم و مبارکش، همچون اکسیری معجزه‌گر میتواند دلها را منقلب و جانها را پاکیزه و مزیّن سازد، در مجاورت خانه‌ی با عظمت خداوند و مواقیتِ عبادت و خشوع و ذکر و تقرّب باشند.

 حج، عبادتی پُر رازورمز، و بیت شریف، جایگاهی سرشار از برکات الهی و مظهر آیات و بیّنات حضرت حق متعال است. حج میتواند بنده‌ی مؤمن و اهل خشوع و تدبّر را به مقامات معنوی نائل سازد و از او انسانی والا و نورانی بسازد؛ همچنان‌که میتواند از او عنصری بابصیرت و شجاع و اهل اقدام و مجاهدت پدید آورد. هر دو سوی معنوی و سیاسی و فردی و اجتماعی در این فریضه‌ی بی‌نظیر، بسی برجسته و نمایان است و جامعه‌ی مسلمان، امروز به هر دو جنبه بسی نیازمند.

 از سویی، جادوی مادّی‌گرایی، با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، در حال اغواگری و تباه‌سازی است، و از سویی سیاستهای نظام سلطه در کارِ فتنه‌انگیزی و آتش‌افروزی میان مسلمانان و تبدیل کشورهای اسلامی به دوزخ ناامنی و اختلاف است. حج میتواند داروی شفابخش این هر دو ابتلای عظیم امّت اسلامی باشد؛ هم دلها را از زنگارها پاک و به نور تقوا و معرفت منوّر سازد، و هم چشمها را بر روی واقعیّتهای تلخ دنیای اسلام باز کند و عزمها را برای مقابله با آن راسخ و گامها را استوار و دستها و ذهنها را آماده‌به‌کار نماید.

 امروز دنیای اسلام دچار ناامنی است؛ ناامنی اخلاقی و معنوی، و ناامنی سیاسی. عامل عمده، غفلت ما و هجوم بی‌رحمانه‌ی دشمنان است. ما در برابر هجوم دشمن نابکار به وظیفه‌ی دینی و عقلی خود عمل نکردیم؛ هم «اَشِّدآءُ عَلَی الکُفّار» را از یاد بردیم، و هم «رُحَمآءُ بَینَهُم»(۱) را. نتیجه آن است که دشمن صهیونیست در قلب جغرافیای جهان اسلام در حال فتنه‌گری است و ما غافل از وظیفه‌ی قطعیِ نجات فلسطین، به جنگ داخلی در سوریه و عراق و یمن و لیبی و بحرین، و مواجهه با تروریسم در افغانستان و پاکستان و غیره سرگرمیم.

 رؤسای کشورهای اسلامی و نخبگان سیاسی و دینی و فرهنگی در دنیای اسلام، وظایف سنگین بر دوش دارند: وظیفه‌ی ایجاد وحدت و برحذر داشتن همگان از ستیزه‌گری‌های قومی و مذهبی؛ وظیفه‌ی آگاه‌سازی ملّتها از شیوه‌های دشمنی و خیانت استکبار و صهیونیسم؛ وظیفه‌ی تجهیز همگان برای مقابله با دشمن در میدانهای گوناگون جنگ نرم و سخت؛ وظیفه‌ی متوقّف‌سازی فوری وقایع فاجعه‌بار در میان کشورهای اسلامی که امروز نمونه‌های تلخ آن همچون حوادث یمن، در سراسر جهان مایه‌ی اندوه و اعتراض است؛ وظیفه‌ی دفاع قاطع از اقلّیّتهای تحت ستم مسلمان، همچون مظلومان میانمار و غیره؛ و از همه مهم‌تر وظیفه‌ی دفاع از فلسطین و همکاری و همراهی بی‌چندوچون با ملّتی که نزدیک به هفتاد سال است برای کشور غصب‌شده‌ی خود مبارزه میکند.

 اینها وظایف مهمّی بر دوش همه‌ی ما است. ملّتها باید آن را از دولتهای خود مطالبه کنند و نخبگان باید با عزم راسخ و نیّت خالص در راه تحقّق آن بکوشند. این کارها مصداق قطعی نصرت دین خدا است که بی‌شک بر طبق وعده‌ی الهی، نصرت خدا را به همراه خواهد داشت.

 اینها بخشی از درسهای حجّ است و امیدوارم آن را فهم و بدان عمل کنیم.

 حجّ مقبول برای همه‌ی شما مسئلت میکنم و یاد شهیدان منا و مسجدالحرام را گرامی میدارم و علوّ درجات آنان را از خداوند رحیم و کریم طلب مینمایم.
 
والسّلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنه‌ای    
هفتم شهریور ۱۳۹۶   
هفتم ذی‌الحّجه‌ی ۱۴۳۸

یادبود/شهدای عرفه

نتیجه تصویری برای شهدای عرفه

.:..:. زير باران عرفه .:..:.

باز اين اشك است كه از جاده‏ هاى دل مى‏ گذرد و در كوير نياز ساكن مى‏ شود. دوباره كبوترهاى محرم خيال، با خاك عرفات، تيمم مى‏ كنند. نمى‏ دانم! اما هر چه هست من زائر كوى حسينم. مى‏ خواهم با زمزمه‏ هاى حسينى در صحراى عرفات، محرم درگاه خدا شوم، زير باران عرفه ...  

احسان ديرينه تو را قرن‏ ها و سال‏ هاست مردمان شناخته‏ اند. تو هماني که كاروان را براى نجات يوسف فرود آوردي تا از چاه به جاه رسانى‏ اش و از بندگى به سلطنت. چشم سپيد يعقوب را به ديدار يوسف روشن كردى! اى ياور ايوب كه بلا و رنج و سختى را از او دور كردى! اى آن كه دستان ابراهيم را از ذبح اسماعيل نگاه داشتى، تا وعده‏ ات تحقق يابد! اى اجابت كننده دعاى زكريا! اى آفريننده يحيى! اى حامى يونس! که او را از شکم ماهي نجات دادي.  تو را مى‏ شناسم. اى آن كه به امر خود، دريا را براى بنى‏ اسرائيل شكافتى و فرعون و لشكرش را در گرداب قهر خويش غرق نمودي! تو را مى‏ شناسم. اين را نيز مى‏ دانم که اگر بنده‏اى نافرمانى كند، عزلش نمى‏ كنى. مگر نبودند ساحران كه سال‏ ها غير تو را پرستيدند و فرستادگان تو را تكذيب كردند، اما تو با آيه لطيف هدايت، از هر چه جهالت رهايشان كردى و به سمت نور رهنمايشان شدى، آى اى خدا اى بديع بى همتا، اى پاينده بى‏ مثال، اى عالمى كه به هر كس به قدر گنجايشش، بخشيدى.

من اكنون زير باران عرفه، زمزمه‏ هاى حسين (عليه السلام) اين بنده عاشق تو را زمزمه مى‏ كنم. او كه تو را با واژه‏ هاى آسمانى اشك مى‏ خواند و با تمام بزرگي اش چه خاشعانه با تو سخن مى‏ گويد. اين همان آغاز كربلايى ‏شدن است ...

مهربانا! خطاهايم بزرگ شد و رسوايم نكردى. گناهانم را ديدى و پوشاندى.

اى لطيف! خرد بودم و ضعيف، روزى‏ ام دادى و نگاهم داشتى. بزرگ شدم! هنوز نمى‏ توانم نعمات تو را شماره كنم. اى كه بى‏ منت عطا مى‏ كنى؛ آن ‏گونه كه من در آيينه دلم لطف و احسان تو را مى‏ بينم و تو در آيينه كردار من جرم و عصيان را. با اين‏ همه گنهكارى راهنمايم شدى به سوى ايمان. هر چند هنوز در شكر اين همه احسان ناتوان بودم، بيمار شدم، خواندمت؛ درمان كردى. عريان بودم، پوشاندى‏ ام. گرسنه بودم، سيرم كردى. تشنه بودم، از تو سيراب شدم. ذليل بودم، عزيزم كردى. غريب بودم، آشنايم نمودي. مسكين بودم، توانگرم ساختى. و خود كريمانه، احسان آغاز نمودى. پس به راستى كه حمد و سپاس براى توست! اى خداى بى‏ همتا! لب‏هايم اكنون با طراوت دعا ترنم گرفته‏ اند. چشمانم در بارش توبه، امان از دست داده‏ اند. دل بى‏ قرار عرفات حسين(عليه السلام) شده است! يا قديم الاحسان ما را بيامرز و دعاهايمان را مستجاب گردان که جز تو کسي را نداريم و چشم اميدمان به درگاه تو که کريم و رحيم هستي؛ مي باشد.

 

منبع: (www.eteghadat.com)

به مناسبت 8 شهریور؛ سالروز شهادت شهیدان رجائی و باهنر

تصویر مرتبط

زندگی نامه شهید رجایی

شهید رجائی در سال 1312هجری شمسی، در قزوین متولد شد. در سن 4 سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. درسال 1327 به تهران مهاجرت کرد و سال بعد وارد نیروی هوائی شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروی هوائی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند. در سال 1335 به دانش سرای عالی وارد شد و دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی در وزارت فرهنگ استخدام گردید.

در اردیبهشت 1342 به علت فعالیتهای سیاسی علیه رژیم طاغوت دستگیر و 50 روز زندانی شد. پس از آزادی با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و داوطلبانی را به جبهه فلسطین اعزام کرد. پس از بازگشت در سال 1353 دستگیر و دو سال در زندان های انفرادی رژیم پهلوی انواع شکنجه ها را تحمل نمود.

شهید رجائی در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمایل مجلس در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی و با رأی قاطع به نخست وزیری انتخاب شد و با عزل بنی صدر از جانب امام به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران معرفی گردید و سرانجام در هشتم شهریور ماه 1360 توسط ایادی دشمنان انقلاب به فیض رفیع شهادت نائل آمد. اگر بخواهیم بهتر و دقیق تر به زندگی شهید رجایی نگاه کنیم چیزی که بیشتر به چشم می آید، سخت کوشی اوست. شهید رجایی پس از آنکه از نعمت پدر محروم گردید برای تأمین زندگی خود و خانواده از هیچ تلاشی فروگذار نکرد او با انجام کارهای به ظاهر کم ارزشی چون دست فروشی و... روزها را می گذراند و شب ها وقت خود را صرف درس خواندن می کرد چراکه هدفی با ارزش در مقابل او قرار داشت و او را در راهی که انتخاب کرده بود مصمم تر می کرد. زندگی افرادی چون شهید رجایی می تواند الگویی مناسب برای ما باشد ما که شاید لحظه ای نتوانیم تصور چنین شرائطی را برای خود داشته باشیم. اما از همه مهم تر این است که او با تلاش و کوشش خود توانست سرانجام در برهه های حساس از انقلاب نقش مهمی ایفا نماید و در عرصه علم و عمل به چهره ای نمونه و ماندگار بدل گردد.

 

زندگی نامه شهید باهنر

شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 هجری شمسی در خانواده ای پیشه ور در شهر کرمان به دنیا آمد.

پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالی علوم اسلامی را در حوزه علمیه قم سپری نمود؛ فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردی، اصول را در محضر امام خمینی (ره) و تفسیر و فلسفه را نزد مرحوم علامه طباطبائی فرا گرفت و سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و در دو رشته علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

شهید باهنر در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانی هائی در مسجد « هدایت »، « الجواد » و « حسینیه ارشاد »، به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر و به زندان های کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید.

وی در سال 1357 به فرمان امام به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد و به دنبال انتخاب شهید رجائی، به عنوان نخست وزیر دولت رجایی انتخاب شد.

 

شهیدان رجایی و باهنر در نگاه امام و رهبری

ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند.آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.(صحيفه امام، ج‏15، ص 134)

ما با اينها بخصوص با مرحوم باهنر، سالهاى متمادى مأنوس بوديم، با مرحوم رجائى‏ هم همين‏ جور؛ از قبل از انقلاب تا دوران مسئوليّتها و در مجلس و بيرون مجلس؛ واقعاً خصوصيّاتى داشتند كه ما اينها را بايستى از ياد نبريم. به نظر من ايمانشان به اين راه، به اين اهداف، اهدافى كه امام ترسيم كرده و جمهورى اسلامى مظهر آن اهداف است، شاخص خيلى مهمّى است؛ اخلاصشان؛ روحيّه‏ ى خدمتگزارى‏ اى كه در اينها وجود داشت كه واقعاً شب و روز نمى‏ شناختند و براى خدمتگزارى كار مي كردند. روحيّه‏ ى مردمى بودن و انس با مردم، تماس با مردم، از نزديك پاى صحبت مردم نشستن..‏براى خودشان از مقامى كه داشتند، كيسه ندوخته بودند؛ اين يكى از چيزهاى مهم است. اين‏جور نباشد كه ما فكر كنيم حالا كه يك مسئوليّتى داريم، اين را وسيله‏ اى قرار بدهيم براى تأمين آينده؛ همچنان‏كه در مسئولان بسيارى از كشورهاى دنيا اين هست و اين را وسيله ‏اى قرار مي دهند. براى اينكه در آينده در هيئت مديره ‏ى فلان شركت عضو باشند، در فلان مركز مالى حسّاس سهم داشته باشند. پايبندى به مبانى انقلاب و امثال اينها؛ اينها خصوصيّت اين دو شخصيّت بود؛ اينها را بايد در نظر داشته باشيم و خودمان را با اينها تطبيق بكنيم. (بيانات مقام معظم رهبری حفظه الله در ديدار رئيس‏ جمهور و اعضاى هيأت دولت به‏ مناسبت هفته ‏ى دولت ‏04/ 06/ 1394)

 

منبع: (http://www.hawzah.net)

در سوگ باقر آل محمد(ص)...

* سال روز شهادت جانسوز پنجمین امام شیعیان، حضرت امام محمد باقر(ع) بر همگان تسلیت و تعزیت باد *

نتیجه تصویری برای متن ادبی برای شهادت امام محمد باقر

شهودی در غروب

ابری برای خورشید، هاله ای برای ماه، غباری برای ستاره و جامی از زهر برای حکیم دل ها. چگونه می توانستند چراغ محمدی اش را خاموش کنند؛ چراغی که تیرگی را از شب های اوهام برانگیز و دود آلود، خرافه و جهل برگرفت. امویان می خواستند نور درخشنده ای را نابود کنند که خود شکافنده نور بود؛ غافل از آنکه نمی توان مسیر نور را سد کرد. آری، امویان از اقیانوس علم و دیانت محمدی دیگر بیم داشتند؛ اقیانوسی که هیچ‎گاه نمی خشکد، حتی با شعله نفس های هشام، فرزندی از خیل خفاش صفتان.

اقیانوسی که از دلش دریا دریا فقاهت و عرفان می جوشد و کویر تشنه جان ها را آب حیات می بخشد و تکثیر نامتناهی زلال و شفاف گنجینه های اسرارش؛ یعنی آبشاری از نور در نگاه موحدان؛ یعنی پیوند حکمت نبوی با تاریخ جهان، تا جهان قحطی زده امروز جرعه نوش معرفت ناب محمدی شود.

... و اما جامی از زهر برای حکیم دل ها، درمانگر دل بیمار امویان بود.

اینک نوبت فرزند دیگر اهریمن، هشام بود که با دسیسه هایش، غروب شهود را در شفقی زهرآگین به نمایش بگذارد.

بشارتی در بشارت پیامبر

گویی روز هفتم ذی الحجه پایانی برای آغاز بود؛ آغازی که خاتم پیامبران، حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشارت آمدنش را داده بود و این پایان، غروب حزن آوری داشت؛ غروبی که به گاه طلوع، ستارگانی پرفروغ را بر کهکشان فقاهت شیعه پرورش داد تا آسمان علوم تشیع برای همیشه از نور حکمت نبوی و معرفت علوی تابان باشد.

پنجمین شاخه طوبی، شکافنده علم بود و عَلم عِلم خویش را بر ستیغ دانش جهان افراخت و شیوه‎ای به فرزندان فقاهت علوی آموخت تا سره را از ناسره از هم جدا کنند. کاشف حقایق بود و همچون موسی کلیم الله علیه السلام، سامریان دورمانده از حقیقت اسلام را به آموختن معرفت الهی رهنمون شد.

هفتم ذی الحجه روز غروب محمدی دیگر بود؛ محمدی که گرچه با عروجش به ملکوت پیوست و مکتب اسلامی و انقلاب فرهنگی‎اش به ظاهر به پایان پیوست، ولی اقیانوسی که او محیط بر همه آن بود، هنوز هم بصیرت آموز هزاران هزار اندیشمند مسلمان است تا به جست وجو در ژرفای حکمت الهی بپردازند.

بقیع و غربتی دوباره

آسمان بقیع را هاله ای از غم فراگرفته است؛ غمی به وسعت غروب؛ غروب شهود!

گویی خداوند ذره ذره بقیع را از اشک آفریده و لحظه هایش، تکثیر اندوه است در قطره قطره دل.

می گرییم غریبانه در لحظه هایی غربت زا، عروج آسمانی امام محمدباقر علیه السلام را!

در آن روز غم آلود و زهرآگین، خاک مقدس بقیع، نوری از درخت طوبی را در آغوش گرفت که گشاینده حقایق و اسرار، کاشف قلمروهای نامشکوف و اقیانوسی از علم و حکمت بود و اینک ما در غروب گاهان دل‎مان، داغ غریبانه محمدی علیه السلام از تبار محمد صلی الله علیه و آله را به سوگ می نشینیم.

 

نویسنده: خانم سیده طاهره موسوی

منبع: (www.hawzah.net)