شهیدان از زبان شهید آوینی ا دروازه قرآن
ساعت هاست كه روز از نيمه گذشته است و آفتاب كه رفته رفته به سرخي مى گرايد، كنار رودخانه و شيار دره ها را رها مى كند و خود را نرم و بى صدا ... از دامنه تپه ها به سوي قله ها مى كشاند.
اگر براى اهل ظاهر، روز و شب جز چرخش زمين بر گِرد خويش و در مدار خورشيد، هيچ چيز نهفته ندارد، اما براى اهل راز، اين شب، شب هجرت از پرستش نفس به پرستش رب است. سياره زمين در طواف نور است و اگر بر گرد خويش نيز مى چرخد تمثيلى از اين معناست كه "من عرف نفسه، فقد عرف ربه".
ساعتى ديگر، زمين در حديقه كهكشانى خويش روزى ديگر را به شب مى رساند و در تيرگى شب ... آنگاه هريك از اين جوانان، ستاره هايى خواهند شد و آسمانيان خواهند ديد، خوشه اى از اختران كه نور از ولايت آل محمد(ص) گرفته اند، ظلمت شب را همچون نجمى ثاقب خواهند دريد و بر پهنه پر جلال كهكشان راه شيرى جلوه خواهند كرد.
و در شأنشان "والعادياتى" ديگر نزول خواهد كرد.
و قدمگاهشان سجده گاه فرشتگانى خوهد شد كه شگفت زده، از كرامتى كه در باطن اين انسان خاكى يافته اند، صلاى "سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا" سر داده اند و خداى را بر خلقت حكيمانه اش قديس مي كنند.
بنگريد اي اهل آسمان!
اينان ستاره هاي كهكشان ابوالفضل العباس هستند و شيداى عشق بر محور وفا سماع مى كنند.
نورشان از نور حسين عليها سلام است و طينت شان ... از خاك خون آلوده قتلگاه شهداي كربلا.
تاريخ جهان هزار سال در انتظار قدوم اين جوانان بوده است تا دل به درياي توكل زده سر به عهد باختن سپرده و خون به پيمان ريختن بسته...
بيايند و امانت ازلي انسان را ادا كنند و آرمان هاي هزارساله انبيا را محقق سازند و اينك ... آمده اند.
بر چكاد آن تپه بلند، يك بار ديگر دروازه قرآن را برافراشته اند و مجاهدان قرن پانزدهم هجرى قمرى را بدرقه مي كنند. اين دروازه اى است كه مردان لشگر سيدالشهدا(ع) همواره در پناه آن روانه عمليات مى شوند. در يك جانب آن سوره "اذا جاء نصرالله والفتح" را نوشته اند .... و بر جانب ديگر آن آیه"وجعلنا" را.
على آقا فضلى كه علمدار لشگر است، در پناه دروازه قرآن ايستاده و آنان را روانه مي كند .ميدانى كه او به تازگى چشم چپش را در راه خدا انفاق كرده است.
برادرم!
من يقين دارم كه هر كه از اين دروازه بگذرد، از سيطره مكان و زمان خارج مى شود و در محيط عنايت محض قدم مى گذارد و نور ولايت بى زمان و هر زمان آل محمد(ص) از فاصله قرن ها تاريخ، در آیينه جانش تجلي مى يابد...
و آيينه اگر "انا الشمس" را نگويد، چه كند؟
برويم....
برويم....